دلیلی برای زندگی نمی یابند
تکرار و استمرار , دلایل زندگی است
خارج شدن از قالب کنونی محال است
کسانی که دود را فرو می دهند
اکسیژن را مسموم می یابند
انسانهای چند لایه , با ضریب نفوذ پذیری صفر
خطوط نامریی جدایی را تشدید می کند
اسیر اسم ها نباشیم , من و تو بیش از اینیم ...
رستنی ها کم نیست من و تو کم بودیم،
خشک وپژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست من و تو کم دیدیم،
بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست من و تو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست من وتو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شکل سرودن را درمعبر باد ، با دهانی بسته واماندیم
من وتو خم نه و در هم نه و کم هم نه می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست...
