For You when I'm in mood

THE THINGS I DIDN'T SAY


I didn't say,
"Don't do it, babe"

When she packed up to go.

I didn't say, "Come back here, honey,

And try with me once more".

And when she asked me if I loved her,

I just looked away.

She's gone, and now I'm hearing

All the things I didn't say.

I didn't say,
"I'm sorry, babe,

'Cause half the fault was mine".

I didn't say "We'll work it out,

'Cause all we need is love

And faith and time".

I said, "If that's the way you want it,

I won't stand in your way".

She's gone, and now I'm hearing

All the things I didn't say.


I didn't say,
"Take off your coat...

I'll make some coffee, and we'll talk".

I didn't say, "The road away is such

A long and lonely endless walk".

I said, "Good-bye, good luck,

God bless you" and she slipped away

And left me here to live with all

The things I didn't say.


I didn't take her
in my arms

and kiss away her tears.

I didn't say, "My life don't mean

A thing if you ain't here".

I thought of all the many games

I'd be free to play.

But all I do is listen to

The things I didn't say.



وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست,

نگفتم:"عزیزم این کار را نکن."

نگفتم:"برگرد

و یک بار دیگر به من فرصت بده."

وقتی پرسید دوستش دارم یا نه,

رویم را برگرداندم.

حالا او رفته و من

تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم


,نگفتم:"عزیزم, متاسفم

چون من هم مقصر بودم."

نگفتم:"اختلاف ها را کنار بگذاریم,

چون تمام آنچه میخواهیم عشق

وفاداری و مهلت است.

, گفتم:"اگر راهت را انتخاب کرده ای

من آن را سد نخواهم کرد."

حالا او رفته و من

تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم.



نگفتم:"بارانی ات را درآر...

قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم."

نگفتم:"جاده بیرون خانه

طولانی و خلوت و بی انتهاست."

گفتم:"خدا نگهدار, موفق باشی,

خدا به همراهت." و او رفت

و مرا تنها گذاشت

تا با تمام چیزهایی که نگفتم, زندگی کنم.




او را در آغوش نگرفتم

و اشکهایش را پاک نکردم

نگفتم:"اگر تو نباشی

زندگی ام بی معنی خواهد بود."

فکر می کردم از تمامی آن بازی ها

خلاص خواهم شد.

اما حالا, تنها کاری که میکنم

گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم.



shel-juke.gif (20254 bytes)

shelsig.gif (4831 bytes)


 

# Thursday, July 29, 2004 3:03 AM
(0) comments


When Radiant Gets Sick ...

اصولا خوبه آدم بعضي وقتا مرض داشته باشه
ولي اصلا خوب نيست آدم حتي بعضي وقتا مريض شه
داغ که بودم , 2 درجه هم رفتم بالاتر
الانم معلوم نيست چي ميگم...
دو روزه هيچي نخوردم , اگه همينجوري پيش بره از خدمتتون مرخصم
ولي زياد خوشحال نشيد , من از زير از اين بد تراشم در رفتم



گر طبيبي تو که کاش, کاش بيمار شوم
گر تو خوابي , نکند, زود بيدار شوم
گر بهشتي باشد, سرزمين تن توست
همه بستان بهشت, يک گل دامن توست

 

# Tuesday, July 27, 2004 5:55 PM
(0) comments


Alone...









 

# Thursday, July 22, 2004 11:29 AM
(0) comments


شهرت

تازه فهميدم کلي معروفم
اين مسؤلاي مترو,
تا ديدن تو وبلاگم ابراز خوشحالي کردم
همه پله برقيارو از کار انداختن
 
در فصل بهار اگر بتي حور سرشت   يک ساغر می دهد مرا بر لب کشت 
 هرچند بنزد عامه اين باشد زشت   سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت
خيام
 

# Monday, July 19, 2004 11:13 PM
(0) comments


پله برقي

وقتي خسته و کوفته
له و لورده
ميخواي بر گردي خونه
پله برقي بهترين هديه ايه که مي توني بگيري ....
 
I'm a tiger When I want Love
But I'm a snake when we disagree
 

# Sunday, July 18, 2004 7:47 PM
(0) comments


پخش و پلا

اونقدر صدا رو بلند کرد که گوشاش افتاد
خواست خم شه گوشاشو برداره چشماشم قل خورد افتاد رو زمين
چون جايي رو نميديد , پاش رفت رو چشاش افتاد زمين
کله اشم جدا شد رفت زير تخت
هرچي خواست فکر کنه که کجاست
چون کله اش نبود نتونست
دستاشو تکون داد تا شايد کله اشو پيدا کنه
دستاشم گير کرد به پايه تخت جدا شد
حالا هر روز دو تا پا از جلوي خونمون رد ميشه
انقدم گيج ميزنه که سه چار بار کفشمو له کرد
هر چيم فحشش ميدم نميشنوه
حالا فقط دو تا پا شدم که از اين ور ميره اونور
حالا هر روز دو تا پام پاهاتو له ميکنه
هرچيم فحشم بدي نميشنوم...


I thought it was an end,
But when I stepped into the street
I found unlimited ways waiting to be discovered ...
I found thousands of people waiting to be understood...
I found myself ... I found you ...
I loved myself ... I loved you ...

 

# Monday, July 12, 2004 11:51 PM
(0) comments


Reality

آدما مثل ويکنت دو نيم شده ايتالو کالوينو هستن
يه نيمه خوب دارن
يه نيمه بد
اگه صرفا بدي کنن حالت بهم ميخوره
اگه صرفا خوبي کنن بازم حالت بهم ميخوره
واقعيت اينه که آدما همينن که هستن
همينجوري بايد دوسشون داشت ...

مهم نيست که کجا زندگي ميکني
مهم اينه که چه جوري زندگي ميکني


I asked my father,
I said, "Father change my name."
The one I'm using now it's covered up
with fear and filth and cowardice and shame.

Yes and lover, lover, lover, lover, lover, lover, lover come back to me,
yes and lover, lover, lover, lover, lover, lover, lover come back to me.

He said, "I locked you in this body,
I meant it as a kind of trial.
You can use it for a weapon,
or to make some woman smile."

"Then let me start again," I cried,
"please let me start again,
I want a face that's fair this time,
I want a spirit that is calm."

"I never never turned aside," he said,
"I never walked away.
It was you who built the temple,
it was you who covered up my face."

And may the spirit of this song,
may it rise up pure and free.
May it be a shield for you,
a shield against the enemy.

 

# Saturday, July 10, 2004 9:39 PM
(0) comments


تولد

تاريخ تولدم را فراموش کرده ام
مي دانم تاريخ مرگم را نيز از ياد خواهم برد... 

# Wednesday, July 07, 2004 5:08 PM
(0) comments


Nobody



Nobody loves me,
هيچ کس به من عشق نمي ورزد

Nobody cares,
براي هيچ کس اهميت ندارد

Nobody picks me peaches and pears.
هيچ کس برايم هلو و گلابي نميچيند

Nobody offers me candy and Cokes,
هيچ کس به من نوشابه و شکلات تعارف نميکند

Nobody listens and laughs at my jokes.
هيچ کس به جک هايم گوش نميدهد و به آنها نميخندد

Nobody helps when I get in a fight,
هيچ کس مرا ياري نمي کند هنگامي که دعوا ميکنم

Nobody does all my homework at night.
هيچ کس تکاليفم را هنگام شب انجام نميدهد

Nobody misses me,
هيچ کس دلش برايم تنگ نمي شود

Nobody cries,
هيچ کس برايم گريه نمي کند

Nobody thinks I'm a wonderful guy.
هيچ کس نمي گويد که من پسري استثنايي هستم

So if you ask me who's my best friend, in a whiz,
اگر از من بپرسيد که بهترين دوستم کيست , خيلي زود

I'll stand up and tell you that Nobody is.
مي ايستم و به شما ميگويم هيچ کس.

But yesterday night I got quite a scare,.
اما ديشب خيلي ترسيدم

I woke up and Nobody just wasn't there.
بيدار شدم و هيچ کس آنجا نبود.

I called out and reached out for Nobody's hand,.
من فرياد زدم و به دنبال دستان هيچ کس گشتم

In the darkness where Nobody usually stands.
در تاريکي , جايي که هيچ کس معمولا مي ايستد

Then I poked through the house, in each cranny and nook,
بعد من همه جاي خانه را گشتم, هر شکاف و بر آمدگي را.

But I found somebody each place that I looked.
اما هر نقطه اي را که گشتم کسي را يافتم

I searched till I'm tired and now with the dawn,
آنقدر گشتم تا خسته شدم و حالا با سر زدن سپيده,

There's no doubt about it
هيچ شکي نيست که

Nobody's gone!
هيچ کس رفته است
 

# Tuesday, July 06, 2004 6:04 PM
(0) comments


هوق

دخترايي که دست مردونه دارن
از اون بد تر , پسرايي که دست دخترونه دارن


Hey you...!
 

# Sunday, July 04, 2004 10:31 PM
(0) comments