For You when I'm in mood

قطار به موقع رسيد

"ژنرال اينجاست , دو هزارتا پيشنهاد کرده.ديوانه ديوانه است.
ميخواهد پايين قشقرق راه بيندازد. ديگر هيچ پول نداري؟ بايد
تفاوتش را تامين کنيم وگرنه..."
آندره آس مي گويد:"چرا"
.
.
.
اولينا با دفتر حقوق و ساعت مي رود دم در, باز هم پچ پچ هيجان-
انگيزي به لهستاني. آندره آس دنبالش مي رود و فرياد مي زند: "اينجا
باز هم يک پول اور هست, يک دست هست, يک پا هست. پا لازم نداريد؟
يک پاي عالي آدميزاد, ترو تميز ... پاي آدمي که تقريبا معصوم است؟
به دردتان نميخورد؟ اين را بابت بقيه اش حساب کنيد. باز هم چيزي مي ماند؟"
با صدايي بلند مثل معامله گرها حرف ميزند, بدون هيجان, و همين طور هم دست
اولينا را در دست خود نگه داشته است.


هاينريش بل

فکر ميکني اينارو کي ميگفت؟؟؟ 

# Tuesday, June 29, 2004 11:04 PM
(0) comments


Sue


اينو گوش کن :

Johnny Cash - A boy Named Sue

Lyric by : Silverstein

 

# 1:18 AM
(0) comments


تماشاگر نما

همه اشون يه مشت تماشاگر نمان
اگه نماشون خوب نبود که سانسورشون نمي کردن 

# Friday, June 25, 2004 10:26 PM
(0) comments


سفر

حيف که من با اينا نيستم ...

عجب حالي ببرنا ...
يهو ديدي ما ام کله کرديم اومديم عوارضي پيشواز ..
روزنامه ي شرقم که دربارشون نوشته
اميدوارم موفق و سلامت باشن...

يزدان نگار
(سوغاتي يادتون نره)



 

# Thursday, June 24, 2004 10:26 PM
(0) comments


طلب


دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
يا جان رسد به جانان يا جان ز تن در آيد


گفتا اگر برآيد ...

 

# Wednesday, June 16, 2004 9:23 PM
(0) comments


گربه

ديدي گربه هارو؟
وقتي گشنه اشونه چقدر خودشونو لوس ميکنن؟
ديدي چقدر مظلوم ميشن؟
اگر هيچي بهشون ندي ,
ميرن ميشينن يه گوشه چشم غره ميرن
اگه يه تيکه گوشت بندازي جلوشون
تا آخرشو ميخورن, کلي لوس ميکنن خودشونو
اگر دوباره چيزي بهشون ندي , چشم غره ...

ديدي بعضي آدما رو...؟؟ 

# Monday, June 14, 2004 9:41 PM
(0) comments


کچل

يه بچه کوچولوي کچل خوشگل ديدم !
و دو تا چشم ...

All this love is all I am
a ball is all I am
I'm so new , compare to you
and I am very small
 

# Friday, June 11, 2004 10:50 PM
(0) comments


احساس

اصولا اگه از کسي خوشت اومد
بهتره ندونه
بذار راه خودشو بره
ولي وقتي رفت بهتره فکرشم نکني
آخه اونقدرام آسون نيست که اينوري بياد
اگه قرار بود همه اينوري بيان که ...



وقتي كسي قلب تو را شكست
به تو مي آموزد كه دوست داشتن هميشه اين معني را نمي دهد
كه شخص مقابل هم تو را دوست داشته باشد
اما با اين وجود به عشق پشت نكن
چون وقتي شخص مناسبت را يافتي
آرامش و لذتي را كه او همراه خود مي آورد
تمام سختي هاي گذشته ات را مبدل به نيك فرجامي خواهد كرد








 

# Monday, June 07, 2004 1:34 PM
(0) comments


باد

وقتي ميگن قراره باد بياد
تا مطمئن نشدي خودتو خم نکن
يهو ديدي باد نيومد تو ام کمرت شکسته !


تو ماهواره اي هستي
با شبکه هاي روءيايي...
خدا کند,
فقط همين امشب
برق چشمهايت نرود
 

# Friday, June 04, 2004 9:47 PM
(0) comments


The way !

باز اين خداهه بازيش گرفته !
ميخواي حال ما رو بگيري , يه دفعه بگير راحت کن
زندگي سه چار باره خودمو به خودم تبريک ميگم
امروز رسما ميخواست جون ما رو بگيره
اين خواباي عجيب غريبم که ول کن نيستن

هستيم...!


تخم مرغ ها را
که مثل گونه هاي تو است
ميگيرم با دستهايم
که مثل لبهاي من است
پر از هواي بلورين صبح ميشوم
و عاطفه ي مرغ کاکل سفيد
به تخم مرغ هايي که در دستانم سردشان ميشود




 

# Tuesday, June 01, 2004 6:47 PM
(0) comments