For You when I'm in mood

علم بهتر است یا ..

دختر پسرای دانشگاه
که خیلی رمانتیک میشینن حرفای علمی می زنن
من و تو
که خیلی علمی می شینیم حرفای رمانتیک می زنیم


What if there was no light
Nothing wrong, Nothing right
 

# Friday, July 14, 2006 12:47 AM
(3) comments


hopes and fears

آری،
بدترین اوقات زندگی انسان
آن زمان است که شک ها و تردید ها
او را به سان پَری در هوا نگاه می دارد
و سرتاسر وجود او را از خلاء پر می کند،
اگر این جسم معلق، اسیر طوفانها و بارانها شود
هرچند همان پَر باقی می ماند،
اما شکسته و پژمرده به ساحل آرامش می رسد.



I noticed tonight that the world has been turning
While I've been stuck here dithering around
Well I know I said I'd wait around till you need me
But I have to go, I hate to let you down
But I can't stop now
I've got troubles of my own
Cause I'm short on time
I'm lonely
And I'm too tired to talk
 

# Monday, June 05, 2006 2:53 PM
(0) comments


Speed

من
3 صبح
اتوبان تهران کرج
دنده 5
170 تا
داشتم حال می کردم با خودم
یه پژو 405 گوله از بغلم رد شد



Somebody told me, that you have a boyfriend...
looks like a girlfriend
 

# Sunday, May 21, 2006 9:50 PM
(1) comments


Treachery and treason

هرچی خواستی بشو،
آفرودیته، ونوس ، آناهیتا یا گانگا
ولی جون بچه ات نری هرمافرودیت بشیا!


I go checking out the report
Digging up the dirt
You get to meet all sorts
In this line of work
Treachery and treason
There's always an excuse for it
And when I find the reason
I still can't get used to it
 

# Saturday, May 06, 2006 11:26 PM
(0) comments


دین

دین و مذهب اختراعی است احمقانه
برای آدمهای احمق
تا حماقت های خود را
جسارت جلوه دهند


That's me in the corner
That's me in the spotlight,
I’m Losing my religion
Trying to keep up with you
And I don't know if I can do it
Oh no, I've said too much
 

# Tuesday, May 02, 2006 12:18 AM
(2) comments


طاعون

"لابد خواهيد گفت كه اين امر خاط شهر شما نيست و
به طور كلي همه معاصران ما چنين اند. شايد امروز
هيچ چيز طبيعي تر از اين نيست كه ببينيم مردم از صبح تا شب
كار مي كنند تا باقي وقتي را كه براي زندگي دارند
در قمار و كافه و وراجي از دست بدهند. اما شهر ها
و كشورهايي هم هست كه گاهگاه انديشه چيز هاي ديگر نيز
به مغز مردم شان راه مي يابد.
بطور كلي، اين امر زندگي آنان را تغيير نميدهد. تنها
انديشه اي هست و ديگر هيچ. اران، بر عكس، شهر بي انديشه
جلوه مي كند. يعني شهري است كاملا جديد. بنابراين هيچ
ضروري نيست تصريح كنيم كه مردم شهر ما چگونه
عشق مي ورزند. مردان و زنان با آنچه عمل عشق خوانده مي شود
همديگر را به سرعت مي بلعند و يا تسليم انس طولاني دو جانبه اي
مي شوند. در ميان اين دو افراط كاري، اغلب حد واسطي وجود
ندارد. و اين هم بي سابقه نيست. در اران نيز مانند جاهاي ديگر
بر اثر فقدان وقت و تفكر، انسان ناگزير است ندانسته دوست بدارد..."

--آلبركامو 

# Sunday, November 13, 2005 12:05 AM
(0) comments


وطن

پرسیدند وطن شما چگونه جایی است ؟
گفت : جایی که در آن عشق را تکذیب می کنند
و خشونت را تبلیغ



I see the sadness in their eyes
Melancholy in their cries
Devoid of all the passion
The human spirit cannot die
Look at the pain around me
This is what I cry for
Look at the pain around me
This is what I'll die for
 

# Friday, October 21, 2005 2:41 PM
(1) comments


After all


But after all we kissed each other
and said goodbye

اما در آخر یکدیگر را بوسیدیم
و کفتیم خداحافظ
 

# Thursday, October 13, 2005 2:46 AM
(0) comments


oh oh

دختره از اون ور دنیا شاکی شده
که چرا این یکی دختره از اون یکی سر دنیا
برات scrap میذاره !!!!


I closed my eyes ,
only for a moment and that moment's gone
 

# Saturday, October 01, 2005 11:46 PM
(1) comments


I've missed someone ...

اگه خیلیم کار داشته باشی
اگه خیلیم شلوغ باشه سرت
دلیل نمیشه که
من دلم برا دلزده تنگ شده... 

# Saturday, September 24, 2005 11:42 PM
(1) comments